مقالات آموزشی

بررسی چند راه برای متوقف کردن احساس شکست در نویسندگی

مفید بود؟

10 راه برای متوقف کردن احساس شکست در نویسندگی

شکست ها به ما آسیب وارد می کنند؛ اینطور نیست؟

شکست در نویسندگی می تواند بی رحمانه، تحقیرآمیز و تخریب کننده باشد. از اوج های گیج کننده و خلاقانه  نوشته اولیه ی خود تا ساعت های طولانی رنج آور کلنجار رفتن و زدن سیلی به صورت خودتان تا تنها بتوانید شور و هیجان نوشتن را در خود حفظ کنید.

همه ی ما در مرحله ایی از زندگی مان شکست خورده ایم؛ دردی که شکست در ما ایجاد می کند، می تواند  برای متوقف کردن ما از تلاش دوباره در نویسندگی، کافی باشد.

با این حال، اگر زندگینامه نویسندگان موفق را مطالعه کنید، متوجه خواهید شد که ویژگی مشترک بین همه ی آنها این است که شکست خورده اند، برخی اوقات چندین بار؛ مثل زمانی که نتوانستند رمان هایشان را به پایان برسانند، یا نمی توانستند آن را منتشر کنند (با فرض اینکه آن ها رمان را به پایان رساندند)، نمی توانستند از طریق نوشتن امرار معاش کنند و حتی در ادامه دادن نوشته های خود شکست می خوردند.

آن دسته از نویسندگان در نهایت موفق شدند که دریافتند باید احساس شکست را متوقف کنند و دوباره شهامت خود را بدست بیاورند. لازم است ایده ی خود را در مورد اینکه واقعاً شکست یک نویسنده در چیست و برای شما چه معنایی دارد را بررسی کنید. زیرا قبل از اینکه شروع به احساس یک نویسنده موفق کنید، باید احساس اینکه یک نویسنده شکست خورده هستید را در خود متوقف کنید. اما چطور؟ در ادامه روش هایی را مطرح می کنیم تا احساس شکست در نویسندگی را در خود متوقف کنید.

1- شکست را به عنوان دشمن خود نبینید

وقتی شکست می خورید، باید بدانید که شکست مختص به شخص شما نیست. احساس شکست در نویسندگی اشتیاقی در شما برای دور کردن حس قربانی بودن، ایجاد نمی کند. بنابراین از حمله و متهم کردن  خود تان و اهدافی که از نوشتن دارید، دست بردارید.

احساس شکست به عنوان دشمن شما استرس و تضاد بیشتری به روند خلاقیت شما اضافه می کند. شما برای جمع بندی و برنامه ریزی دوباره نیاز دارید افکارتون را منظم و شفاف کنید. انرژی خود را برای یک دشمن خیالی هدر ندهید. درعوض، شکست را به عنوان یک دوست، یک ویرایشگر صادق و بی رحمانه در آغوش بگیرید. در واقع دوستان تان و سردبیران به شما می گویند که اوضاع چگونه است تا بتوانید از آن عبور کنید. آن ها در کنار شما هستند و بهترین ها را برای شما می خواهند.

به طور مشابهی شکست در نویسندگی به شما نشان می دهد که در کجا باید شخصیت پردازی یا طرح خود را تقویت کنید و یا روندی دیگر را به کار بگیرید. شاید لازم شود یک ایده را به طور کلی کنار بگذارید و دوباره از اول شروع کنید.

این یک پیام واضح و مثبت برای شما است که باید آن را بشنوید.

“هر عقب گردی را به عنوان بازخورد ارزشمند، سازنده و خیر در نظر بگیرید.” توجه کنید شاید واقعا آن نسخه اول چرند باشد (گفته ی  معروف همینگوی در این مورد”اولین پیش نویس هر چیزی چرت است”). و بله، اینکه باید دوباره شروع کنید و همه چیز را دوباره از اول بنویسید، آزاردهنده است. اما اگر می خواهید یک نویسنده موفق باشی و یا محتوای موفقی تولید کنید، بدانید این همان کاری است که نویسندگان موفق انجام می دهند. توجه کنید که شکست می تواند بزرگترین دوست و قدرتمندترین ویراستار شما باشد، به آن گوش دهید و یادداشت کنید!

 

2- تفکر اینکه آن شکست شما را چگونه نویسنده ایی معرفی می کند، را فراموش کنید

شما به تنهایی قادر به ساختن تصویری از خودتان هستید. برچسب هایی که شما از طریق هر فکر و یا تصمیمی به خودتان نسبت می دهید تصویر ذهنی شما از خودتان را می سازد. از اینرو باید فقط مواردی را انتخاب کنید که در خدمت شما باشند. تصویری که از خود در ذهن تان ساخته اید چگونگی و میزان موفقیت شما را بیان می کند. توصیف خود با اصطلاحات مضر، تحقیرآمیز یا بی ارزش کردن، اثر هر تلاش خلاقانه شما را از بین می برد. با تصور خود به عنوان یک نویسنده، فیلمنامه نویس، شاعر یا وبلاگ نویس شکست خورده، مطمئن باشید موفقیت از شما دور می شود و هرچقدر هم تلاش کنید، بی نتیجه خواهد ماند.

توجه کنید که شکست یک اتفاق است، نه یک شخصیت. ممکن است سه یا چهار بار در انتشار یا نوشتن ناموفق بوده باشید، به این معناست که سه یا چهار تصمیم یا روشی که شما به کار گرفته اید، جواب نمی دهد. شکست در نویسندگی به این معنا نیست که شما کار نمی کنید، یا شما مشکلی دارید، یا اینکه همواره محکوم به شکست در زندگی هستید و یا بار دیگر نمی توانید موفق شوید.

همچنین ممکن است به این معنا باشد که اشخاص دیگری شکست خورده اند. ناشران بسیاری ده ها تا صدها بار موفق به شناسایی آثار بزرگ نشدند، آثار برجسته ایی مثل سوپ جوجه برای روح، تل ماسه(Dune)، کری (Carrie)، ذن و فن نگه داری موتورسیکلت، دوبلینی ها و… بسیاری از آنها بارها و بارها رد شدند.

تجسم کنید اگر این نویسندگان خود را شکست خورده تصور می کردند و تسلیم می شدند؟ تجسم کنید همه ی این آثار از بین می رفتند و در دنیا وجود نداشتند!

هر شکست فرصتی را برای شما فراهم می کند تا به این نتیجه برسید؛ عملی که باعث شکست در نویسندگی شده، اینکه شما چه کسی هستید را تعریف نمی کند. به جای آن بر روی خلاقیت، مقاومت و قدرت خود در رویاروی با شکست تمرکز کنید.

فراموش نکنید که رد شدن بخشی از این فرایند است. همه ی این تلاش ها برای گذراندن مرحله ” نه متشکرم” و رسیدن به مرحله ایی که در انتهای جواب ناشر به شما “بله” باشد.

با افزایش استقامت در شکست، خود و خلاقیت خود را تقویت کنید. شما انسان هستید و نوشتن عشق شماست. نوشتن برای شما مشابه زمینی است که می توانید در آن رویاهایتان را بسازید. بنابراین لحظه ایی غر زدن و فی البداهه کاری کردن کاملا قابل قبول است. سپس دوباره به کار خود برگردید. به تراوش های ذهن تان و هر کلمه ایی که ذهن تان خطزور می کند، تمرکز کنید. پیام خود را طوری به تصور بکشید که خوانندگان تان احساس کنند روی چشمانشان انگار که عینک سه بعدی دارند.

پیشنهاد می کنیم مقاله بیش از 100 نوع ایده تولید محتوا و استراتژی تولید محتوا را نیز بخوانید.

باور کنید، شما نویسنده ای هستید که همانند همه نویسندگان بزرگ شکست می خورید، اما این یک شکست نیست.

 

3- شکستِ گیج کننده و ضعیف را متوقف کنید

شما هنگامی که یک کودک نوپا بودید، راه رفتن را با بارها زمین خوردن یاد گرفتید. در واقع با هر بار افتادن و بلند شدن شما دانش بیشتری از نحوه کارکردن پاهای خود آموختید. شما ماهیچه ها، تعادل و هماهنگی خود را با تکرار، آزمایش و تمرین را ساختید. روند تسلط بر مهارت های مورد نیاز یک نویسنده موفق به همین صورت است.

بدست نیاوردن موفقیت در نویسندگی در بار اول، پنجم یا پنجاهمین دلیل بر ضعف ما نیست. پیانیست ها در طی سالها بارها و بارها با میزان بازی می کنند، هنرمندان با انواع قلم مو ها بر روی تابلو خطوط و تصاویر را هزاران بار آزمایش می کنند و نقاشی می کشند. و اما نویسندگان می نویسند … و دوباره می نویسند … و شما تصویر را در می یابید.

شکست گام مهمی در یادگیری برای رسیدن به آنچه که در کارمان موثر است و آن چیزی که کارآمد نیست، می باشد. بیشتر نویسندگان تصدیق می کنند که در روند خلاقیت و در همه مراحل دیگر تا زمانی که به “یک نویسنده موفق” تبدیل شوید، تفاوتی وجود ندارد. حتی زمانی که همه چیز درست به نظر می رسد، ممکن است در اولین قدم یا پنجاهمین بار هم موفق نشوید. برای رابرت پریسیگ، نویسنده یکی از کتابهایی که قبلاً به آن اشاره شد (ذن و فن نگه داری موتورسیکلت)، 122 بار طول کشید!

شکست را به عنوان نسخه بزرگسالانه ی افتادن  به دلیل کمبود تجربه، تمرین یا دانش ببینید که همه شما در راه به دست آوردن آن هستید. اگر می توانستید از لحظه ی تولد راه بروید، از قوانین رشد انسانی سرپیچی می کردید و اگر می توانستید از لحظه ی تولد رمان کامل و فوق العاده ایی را بنویسید، به عنوان یک نویسنده همانند یک جادوگر سوزانده می شدید.

اشتباهات، خطاها و شکست ها دلیل بر ضعف نیستند. آنها به سادگی ثابت می کنند که شما به اندازه کافی کار مثبت برای رسیدن به نتیجه را انجام داده اید. اکنون شما فقط باید کارهای خود را به گونه ایی تنظیم کنید تا به نتایج متفاوتی برسید.

شما هر روز در برنامه ریزی و نوشتن این کار ها را انجام می دهید. این کار را برای تبدیل شدن به یک «نویسنده موفق» و افزایش مهارت های نویسندگی خود توسعه دهید.

و در خط انتهایی؟ به خلاقیت خود ایمان داشته باشید!

 

4- دنبال بهانه ایی برای ترک کردن نباشید.

شکست فقط یک متحد نیرومند دارد، آن هم تسلیم شدن است. به حرف خود یا دیگران که به شما می گویند بهتر است رویاهای دستیابی، انجام دادن یا خلق چیز های فوق العاده را کنار بگذارید، گوش ندهید.

دوباره به خودتان یادآوری کنید، اگر تنها برخی از سازندگان بزرگترین آثار هنری دست از کار کشیده بودند، چند اثر هنری عالی در جهان وجود داشت؟

یافتن بهانه هایی برای رها کردن و فرار کردن همیشه آسان تر از این است که برای اهداف خود تلاش کنید و به مسیر موفقیت تان بچسبید. ترک کردن آن تلاش کمتری نسبت به ادامه ی کار نیاز دارد. اگر به اندازه کافی این کار را سخت ببینید؛ همیشه می توانید توجیهی برای انجام ندادن و ترک آن پیدا کنید.

وقتی که ضربه ی سخت و تکان دهنده ای را تجربه می کنید، مثل سد ذهنی نویسنده، رد شدن های مکرر به نظر می رسد دلایل منطقی برای ناراحتی وجود دارد. اما موفق ترین نویسندگان کسانی هستند که از ترک کردن خودداری می کنند، اهمیتی ندارد که در گذشته چند بار شکست خورده اند. شما به عنوان یک نویسنده دو دلیل برای ترک نکردن نوشتن، دارید: نه تنها نتیجه اثر خلاقانه ی شما را از بین می برد، بلکه لذت کشف آثارتان توسط خوانندگان آینده شما نیز از بین می رود.

جهان به آدم ها یا نویسندگان بدون پشتکار دیگری نیاز ندارد

تصمیم بگیرید که زمان تان را به جای پیدا کردن بهانه ای برای ترک کردن، صرف پیدا کردن نسخه دستنویس داستان خود از انبوه سطل زباله و یافتن راهی برای تبدیل آن به یک موفقیت کنید. شما ناشر خوبی خواهید یافت. حتی استیون کینگ در یک برهه از زمان آنچه را که به نظر می رسد اولین موفقیت او باشد، به زباله انداخت.

 

5- دست از متقاعد کردن خود که دیگر “خیلی دیر است” بردارید.

اگر هنوز نفس می کشید، بدین معناست که هنوز قدرت تان را به عنوان یک نویسنده از دست نداده اید. تا زمانی که به تلاش خود ادامه دهید همچنان این قدرت درون شما خواهد بود. و اگر جز ان دسته از افرادی هستید که فکر می کنند که دیگر “خیلی دیر است” باید بدانید این تلاشی دیگر برای یافتن دلیلی برای ترک آن است.

آنتونی بورگس اولین رمان خود را تا 39 سالگی منتشر نکرد و تونی موریسون ممکن است یک رمان نویس برنده جایزه نوبل و پولیتزر باشد، اما اولین رمان او “آبی ترین چشم”، تا 40 سالگی منتشر نشد. در اینجا برخی از نویسندگانی که دیر به شکوفایی رسیدن، اشاره می کنیم:

o هلن دیویت “آخرین سومارا” را در 41 سالگی منتشر کرد.

o ریچارد آدامز “Watership Down” را در 54 سالگی منتشر کرد.

o لورا اینگالس وایلدر در اواسط 60 سالگی بود که کتاب “خانه کوچک در بیگ وودز” را منتشر کرد (کمی بعد از آن “خانه کوچک در چمنزار” خیلی زود بیرون آمد.)

o هریت دور، “سنگ ها برای ایبارا” را در 73 سالگی منتشر کرد.

o میلارد کافمن اولین رمان خود را در سن 90 سالگی منتشر کرد.

بنابراین اگر کمتر از 100 سال دارید، از سن به عنوان بهانه استفاده نکنید و اگر نیستید، پس دست به کار شوید و تاریخ ادبیات را بسازید! سن مانع کار شما نیست؛ در واقع این یک دارایی است. که برای شما تجربه، ایده، مهارت و دانش فراوانی به ارمغان می آورد که جوانان هرگز نمی توانند به آن برسند.

به همین ترتیب کمبود درآمد نیز می تواند یک مزیت محسوب شود. این مساله شما را مجبور به ابتکار عمل و تدبیر بیشتری می کند. صرف پول برای یک مساله به ندرت به شما چیزی یاد می دهد و وقتی پول تمام می شود، اگر در این مسیر قدم بگذارید؛ شما نیز موفقیت را پیدا می کنید.

چه تعداد نویسنده معروف را می شناسید که قبل از موفقیت از نظر مالی مستقل بودند؟ نه زیاد. بیشتر آنها بی پول و ورشکسته بودند و شکست در نویسندگی را تجربه کرده اند.

وضعیت فعلی شما هر چه باشد، مانعی غیرقابل عبور برای موفقیت نیست. افراد دیگری که در موقعیت شما قرار داشتند، نه با وجود این اشکالات، بلکه در برخی موارد به دلیل آن ها موفق شدند. هرجایی که الان هستید ارتباطی به موفقیت شما ندارد. شما کسی هستید که موفق خواهید شد، نه سن، شرایط یا درآمدتان.

تنها چیزی که برای موفقیت لازم دارید، خودتان و خلاقیت خود است و هر چیز غیر از آن را نادیده بگیرید.

6- حسرت تصمیم اشتباهی که دیروز گرفته اید را نخورید

تصور اینکه شکست در نویسندگی که در گذشته برای شما اتفاق افتاده در آینده هم محکم به همان شکست هستید، یک اشتباه رایج است. گذشته ی شما با تصمیماتی که گرفته اید شکل گرفته است، اما آینده شما با تصمیماتی که هنوز نگرفته اید شکل خواهد گرفت. در حالی که ممکن است گذشته شما در اثر شکست های بدیع شما نیز شکل گرفته باشد، اما به همان اندازه احتمال موفقیت خلاقانه ی شما در آینده نیز وجود دارد.

به جای هدر دادن زمان و انرژی تان برای حسرت تصمیمات گذشته ی خود، شما باید امروز با قدرت تصمیمات جدید بگیرید. و با انجام این کار قدرت تغییر آینده را دارید.

احساس بازندگی و شکست در نویسندگی نتیجه ی حلقه ای است که تصور می کنید آینده شما توسط گذشته شما به گروگان گرفته شده است. در واقعیت، گذشته شما به جز در ذهن تان جای دیگری ندارد. این زنجیره های ذهنی را بشکنید، و گذشته را همان طور که هست، همانند یک ببر کاغذی بی دندان ببینید.

یک تصمیم عالی که امروز می گیرید، می تواند شما را آزاد کند.

بنابراین بدون در نظر گرفتن نتیجه، تصمیمات خود را جشن بگیرید، زیرا واکنش شما به شکست دیروز موفقیت فردا را تعیین می کند.

 

7- نوشتن برای همه کس و همه چیز را متوقف کنید.

وقتی خود را به خاطر شکست در نویسندگی محکوم می کنید؛ بایستید و از خود بپرسید: از کدام معیار استفاده می کنید؟ صادق باشید، شما معیارهای چه کسی را برآورده نکردید؛ خود یا شخص دیگری؟ آیا تنها به دنبال ویژگی ها و دستاوردهایی هستید که به جای خواسته های شما، مطابق با استانداردها و خواسته های دیگران باشد؟

شانس این است که اقدام های شما، مخلوطی از تایید دیگران، انتظارات جامعه یا ایده آلیست خیالی که توسط رسانه ها ابداع شده است. به دنبال تایید دیگران به جای تایید خود، همیشه شما را به مسابقه ایی می کشاند که شما نمی توانید در آن برنده باشید.

موفقیت واقعی در نویسندگی به این بستگی دارد که نسبت به خود صادق باشید. همان طور که جان میسن (John Mason) می گوید: “شما یک فرد اصلی متولد شده اید، به عنوان یک نسخه کپی از دنیا نروید.” نسخه موفق شما به عنوان نویسنده، با دیگران متفاوت است، گاهی اوقات این تفاوت کم و گاهی اوقات به طور گسترده است. به هر حال با خودتان و ارزش های خود صادق باشید.

هر معیار موفقیتی را که می خواهید بدست آورید، زیر سوال ببرید. ببینید که در کجا وارد رقابتی شده اید که نمی خواستید در آن شرکت کنید و برنده باشید. دلیل اهمیت ان خواسته را برای خود را بیابید و اینکه به راستی آن چیزی بود که می خواستید؟

بعد از آن وارد مسابقه ی خود شوید و با استفاده از قوانین خود پیش روید. چیزی که  نویسندگان بزرگ همیشه داشته اند.

8- تفکر اینکه موفقیت حق ذاتی شما است، را متوقف کنید.

اگر با خودمان صادق باشیم، همه ما دوست داریم که موفقیت بی درنگ نصیب ما شود. چه کسی نمی خواهد که اولین رمانش در لیست پرفروش ترین های مجله تایمز باشد؟ یا اولین پست وبلاگ¬تان بسیار پربیننده باشد. اما زمانی که به این صورت پیش نمی رود، ما غالباً شروع به غر زدن و ناله کردن می کنیم که دقیقاً ما را در همان جایی که هستیم نگه می دارد. به جای آن که مدام از خود بپرسید که چرا موفق نیستید؛ شروع کنید به پرسیدن سوالاتی مثل اینکه چرا باید به عنوان نویسنده موفق باشید؟

واقعیت ناگوار اما رهایی بخش این است که نویسنده بودن، خوب یا غیر از آن، به این معنا نیست که شما به طور خودکار موفق می شوید. اینکه بخواهید با هزینه ای کمتر موفق شوید، قابل درک است. اما دنبال موفقیت رفتن با صرف چیزی کمتر از آنچه که لازم است، پایدار نیست.

موفقیت با فشارهای خاص خود همراه است. اگر آنها را بپذیرید، نظم و ترتیب و انرژی عظیمی از نظر ذهنی بدست خواهید آورد و میزان موفقیت یا شکست شما نتیجه مستقیم تلاش ذهنی و جسمی شما خواهد بود که در تلاش خلاقانه خود به کار می گیرید. از اینرو قدردان شانس بیشتر خود باشید. از هر فرصتی برای کشف تمام ظرفیتهای خلاقانه خود استفاده کنید.

 

9- فکر نکنید که شما تنها هستید

دریابید که شکست در یک مرحله ی مهم از زندگی، مرتکب شدن یک خطای ظاهرا خطرناک یا اشتباهات بزرگی از تجربیات نویسندگان موفق است. همانند شما، آنها فهمیدند که در راه موفقیت می تواند اتفاقات غیر منتظره ای رخ دهد که ممکن است باعث احساس گمشدگی، سردرگمی و تنهایی را برای شما ایجاد کند. حتی اولین رمان موفق نویسنده ایی می تواند دنباله ایی از شکست های پیشین او باشد. آنها دریافتند که تصمیم به برنامه ریزی مجدد مسیر خود دارند، همان طور که می توانند.

به خاطر بسپارید، وقتی شکست می خورید از تنهایی فاصله دارید. شما درست در جایی ایستاده اید که همه نویسندگان موفق در مقابل شما ایستاده اند. شما در کفشهای آنها قدم می زنید و راه آنها را می گیرید.

احساس شکست در نویسندگی نکنید و شروع به احساس موفقیت کنید؛ زیرا با شکست در بهترین گروه برای موفقیت هستید.

10- باور کنید، شکست در نویسندگی پایان کار نیست

هر کاری انجام  دهید شما را به سمت جلو می برد، اهمیتی ندارد که به نظر برسد شکست شما را چقدر به عقب می کشاند.

آیا رمان های شما سال ها توسط هر شرکت انتشاراتی بزرگ رد شده است؟ از این فرصت برای انتشار رمان خود می توانید استفاده کنید. آماندا هاکینگ این کار را کرد؛ زمانی که رمانش توسط ناشران بزرگ رد شد، خودش رمان را منتشر کرد و بیش از 1.5 میلیون کتاب فروخت.

آیا شما قلب و روح خود را در یک پست وبلاگ گذاشته اید که عملا کسی آن را نخوانده بود؟ سپس دوباره روی عنوان کار کردید و آن وقت بسیار پرببینده شد.

یا اینکه فیلمنامه شما توسط همه شرکت های بزرگ سینمایی رد شد؟ حدس بزن چی شد؟ درست است. این پایان آن فیلمنامه نبود، بلکه آغاز کار بود.

نسخه ی موفقیت خود را در راس مسیر ببینید. آن چیزی که در مسیر برای شما پیش می آید، اهمیتی ندارد. اتفاقات پیش آمده در مسیر شما پایان کار نیست، بلکه شما از آن ها قوی تر هستید. هرگونه افکاری که باعث لغزش شما می شود را متوقف کنید. قبول کردن شکست دستیابی به هدف خود به عنوان یک نویسنده ایی موفق را آسان تر می کند.

وقتی برای بدست آوردن چیزی تلاش می کنیم، همیشه چیزی وجود دارد که ما هنوز به آن نرسیده ایم. دستیابی به آن ما را در بعضی از جاده های ناشناخته، جاده هایی که هنوز قدم نگذاشته ایم، می برد. در برخی موارد ممکن است به بن بست هایی منجر شود. اما مصمم دوباره مسیر دیگری را امتحان کنید. در صورت نیاز یک جین راه دیگر را امتحان کنید.

از نویسندگان موفقی مانند مگ کابوت، نویسنده پرفروش کتاب “خاطرات روزانه پرنسس” الهام بگیرید. تعداد برگه های ارسالی رد درخواست انتشار کتابش به قدری زیاد بود که نتوانست کیسه برگه ها را که زیر تختش نگه داشته بود بلند کند، اما هرگز تسلیم نشد. اکنون او بیش از 25 میلیون کتاب در 38 کشور فروخته است. آیا این خارق العاده نیست؟ ویژگی یک نویسنده موفق ادامه دادن و تلاش بعد از هر شکستی است.

شکست پایان نیست. شکست در نویسندگی شانسی برای شروع دوباره است. درست مثل اولین پیش-نویس هر کتابی است.

انتهای کار موفقیت است. آنجاست که جاده شما به آنجا منتهی می شود، به نوشتن ادامه دهید.

 

شروع به احساس همانند یک نویسنده ی موفق کنید

احساس شکست در نویسندگی برای مدت طولانی شما را آزار می دهد؛ این باعث ترس، افسردگی، ناامیدی و تقریباً شکست شما شده است. این باعث شده که در توانایی های خود به عنوان نویسنده شک کنید. ترس از شکست و رویارویی با مشکلات ممکن است شما را در مسیر رسیدن به رویاهایتان متوقف کند. بنابراین هر شکستی را جشن بگیرید و از درسی که می گیرند سپاسگزار باشید. هر شکست را به گامی برای پیشبرد اهداف تبدیل کنید و ادامه دهید در حالی که می دانید ترک کردن هرگز گزینه نیست.

گذشته را رها کنید زیرا هرگز برای شروع دوباره دیر نیست. به دنبال نسخه موفقیت خود بروید و سپس تا رسیدن به نتیجه دلخواه ادامه دهید و به یاد داشته باشید که شکست هرگز نمی تواند شما را به عنوان یک فرد یا یک هنرمند تعریف کند، زیرا این تنها یک اتفاق است، نه یک هویت.

اهمیتی ندارد که چند بار شکست خورده اید، شما یک شکست خورده نیستید. آنچه شما هستید یک نویسنده موفق در ساختن خود است.

Author

مدیریت سایت

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *